|
دین و فرهنگ
|
|
|
|
||||
|
ادامه زندگی نامه عمر.....................
** تناقضات در اسلام آوردن عمر ` *** عمر چگونه مسلمان شد ؟` $ عمر ادعا مىكند كه گوسالهاى را كه براى بت قربانى كرده بودند او را به اسلام بشارت داد ! ` - تاريخ طبرى ج 2 ص 45 ` ابن حميد ..... از عبدالله بن كعب غلام عثمان روايت مىكند : عمر بن خطاب در مسجد ميان مردم نشسته بود ، كه مردى وارد شد و بطرف عمر آمد . هنگاميكه عمر به او نگاه كرد گفت : اين مرد هنوز بر شرك و كفر خود باقى است ، در جاهليت از كاهنين و پيشگويان بود . مرد سلام كرد و نشست . عمر به او گفت : آيا مسلمان شدهاى ؟ گفت بله . عمر گفت : تو در جاهليت كاهن ( پيشگو و غيبگو ) بودى ؟ گفت : سبحان الله ، از من چيزهائى مىپرسى كه از هيچيك از مردم نپرسيدهاى از زمانيكه به خلافت رسيدهاى ! عمر گفت : خدايا ما را بيامرز ، ما در جاهليت از اين بلاها زياد داشتيم ، بت مىپرستيديم و آنها را در آغوش مىگرفتيم . تا آنكه خدا به اسلام ما را نجات داد ، آن مرد گفت بله من در جاهليت كاهن بودم . عمر به او گفت : از دوستت خبر بده ( از اجنه ) چه چيزهاى عجيبى برايت گفتهاند ؟ گفت حدود يكسال يا يك ماه قبل برايم خبر آورد كه اجنه نااميد و پريشان دين خود را رها كرده و به كوه و بيابان پناه بردهاند . عمر گفت : بخدا قسم كنار يكى از بتها در زمان جاهليت بوديم ، در ميان عدهاى از قريش ، يك نفر گوسالهاى را براى بت قربانى كرده بود ما تماشا مىكرديم تا به ما هم از گوشت آن قربانى بدهد ، كه ناگاه صدائى از داخل گوساله بگوش رسيد كه هرگز تا آن موقع صدائى چنان جذاب و نافذ نشنيده بودم ، مىگفت اى آل ذريح ! امرى بزرگ و نجاتبخش بروز كرده و مردى فرياد مىزند : لا اله الا الله . اين قضيه يك ماه يا يكسال قبل از ظهور اسلام اتفاق افتاد . ( گويا زمان داستان عمر با زمان داستان آن كاهن يكى بوده است . ) ` بقیه در ادامه مطلب............................. ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 21:25 توسط فرهاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این جوابیه یک برادر اهل سنت هست که در ایمیل من به آن جواب داده شده وبر خود وظیفه دانستم آن را در وبلاگ خود قرار دهم اول چند سوال آیا بنظر شما رسول گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلى الله عليه ( وآله ) وسلم برتر بود یا خلفای شما مثل عمر یا ابوبکر یا عثمان آیا حضرت علی علیه السلام که از اهل بیت پیامبر و از معصومین بود برتر بود یا یک شخص عادی مثل ابوبکر یا عمر یا عثمان و معاویه که با حلیه و نیرنگ به خلافت رسیدند. آیا مگر در واقعه غدیر این علی (ع) نبود که به عنوان جانشین پیامبر معرفی گردید آیا در واقعه غدیر خلفای راشدین شما نبودند که ندای بخٍ بخٍ یا علی سر دادند گفتند یا علی امروز تو مولای ما و تمام زنان مردان دنیا هستی راستی چه شد که بعد از پیامبر حکومت از مسیر اصلی خود خارج شد؟ مگر در سقیفه چه گذشت؟ خودت خوب فکر و تحقیق کن من خیلی مطالب دیگر دارم البته همراه باسند و مدرک از خودتان من اینجا از کتب های خودتان زندگی نامه یکی از به اصطلاح خلفای شما را آورده ام البته بخشی ازآن چون من وقتی همه آن را مطالعه کردم به خودم گفتم آیا چنین کسانی بر اسلام و مسلمین خلافت می کردند که بر پیامبر سبقت می گرفتند و به اصطلاح خودشان پیامبر را موعظه می کردند در حالی که سابقه آنها پر از گناه بود و سابقه درخشان و خدمات امام علی (ع) بر هیچکس پوشیده نیست این بخشی از زندگی نامه خلیفه شما عمر است که از کتابهای خودتان گرفته شده است و آدرس آنها هم ذکر گردیده است بقیه آن را هم برایت می فرستم خودت قضاوت کن. ** خوردن و نوشيدن و نظافت نمودن` *** خوراكيهاى محبوب و دوستداشتنى عمر ـ سوسمار` $ مسلم مىگويد : پيامبر ( ص ) سوسمار را حرام نموده و عمر آنرا حلال كرده است` - مسلم ج 6 ص 68` شهاب . . . از خالد بن وليد ( ملقب به سيف الله ، شمشير خدا ) روايت مىكند : همراه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم نزد ميمونه همسر رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم رفتيم ( ميمونه خاله خالد و ابن عباس است ) ، خواهر او از نجد برايش سوسمارى فرستاده بود كه آنرا بريان كرده و جلوى رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم گذاشت . حضرت معمولا از غذائى كه جلويش مىگذاشتند سؤال مىكرد ، وتا نمىپرسيد نمىخورد ، حضرت دستش را بطرف سوسمار دراز كرد كه يكى از حاضرين گفت : به ايشان بگوئيد كه غذا چيست ، گفتند يا رسول الله ! سوسمار است ، حضرت دستش را كشيد ، خالد بن وليد عرض كرد : آيا سوسمار حرام است ؟ فرمود : نه ولى در منطقه ما سوسمار نبود تا ببينم كه دوست دارم يا نه ، خالد مىگويد : من آنرا جلوى خودم كشيدم و خوردم حضرت تماشا مىكرد و چيزى نمىگفت .` ابوبكر بن نضر و عبد بن حميد. . . از خالد بن وليد روايت مىكند : همراه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم نزد ميمونه دختر حارث و همسر رسول خدا ( ص ) ) رفتيم ، ميمونه خاله خالد بن وليد است ، براى حضرت سوسمارى آوردند كه آنرا خواهر ميمونه نوه دخترى ، دختر حارث از نجد فرستاده بود ، معمولا رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم تا نمىپرسيد از غذائى نمىخورد . . . تا آخر روايت . عبد بن حميد. . . از ابن عباس روايت مىكند : كه با رسول خدا صلى الله عليه در خانه ميمونه بوديم كه دو سوسمار بريان بعنوان غذا براى حضرت آوردند. . . تا آخر حديث .`
- مسلم ج 6 ص 70` اسحاق بن ابراهيم و عبد بن حميد . . . از ابو زبير روايت مىكند : از جابر بن عبدالله شنيدم براى رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم سوسمارى آوردند ، حضرت آن را نخورد و فرمود : شايد سوسمار از حيوانات مسخ شده باشد . رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم فرمود : سوسمار حيوانى است مسخ شده و پليد ، آنرا نخوريد . . . در حالى كه عمر گوشت آنرا از گوشت مرغ بيشتر دوست داشت .` `- مسلم ج 6 ص 70` سلمة بن شبيب . . . از ابو زبير روايت مىكند : از جابر در مورد سوسمار سؤال كردم ، گفت : آنرا نخوريد ، پليد و نجس است .` جابر از قول عمر بن خطاب مىگويد : پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) وسلم آنرا حرام نفرمود : خداوند در سوسمار براى مردم منافع زيادى قرار داده و غذاى چوپانها از آن است و اگر پيش من هم بود ، از آن مىخوردم. ` بقیه در ادامه مطلب............... ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 20:58 توسط فرهاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
منم مهدی؛ منم قائم زمانه انا المهدی. انا قائم الزمان. منم مهدی. منم قائم زمانه. انا الذی املاءها عدلا کما ملات جورا . منم که زمین را از عدالت پر کنم همانگونه که از ستم آکنده باشد . انا بقیة الله فی ارضه . منم بازمانده (حجتهای) خدا در زمین . انا المنتقم من اعدائه . منم انتقامجو از دشمنان خدا . انا خاتم الاوصیاء . منم فرجام اوصیاء پیامبر . و بی یدفع الله عز و جل البلاء عن اهلی و شیعتی . و خداوند به سبب من از خاندان و شیعیانم بلا را دور میگرداند. و اما ظهور الفرج فانه الی الله تعالی ذکره. و اما ظهور فرج؛ پس بسته به اراده خدای متعال است. و کذب الوقاتون. و کسانی که وقت و زمانی برای ظهور تعیین کنند دروغگویند. اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم . برای شتاب در گشایش کلی و همگانی بسیار دعا کنید که به راستی فرج شما در همین است.
+
نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 7:15 توسط فرهاد
|
|
|||||
|
|||||