|
دین و فرهنگ
|
|
|
|
||||
|
`$ عمر اصرار داشت كه سوسمار حلال و رحمت براى او و ديگران است` - مسلم ج 6 ص 70` محمد بن مثنى. . . از ابو سعيد ، روايت مىكند : مردى به رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) عرض كرد : در سرزمين ما سوسمار فراوان است چه مىفرمائيد ؟ حضرت فرمود : براى من گفتهاند كه سوسمار امتى از بنى اسرائيل بود ، كه مسخ شدهاند ، حضرت نه امر فرمود و نه نهى .` ابو سعيد از قول عمر مىگويد : خداوند در سوسمار براى مردم منافعى قرار داده و اين غذاى چوپانهاست و اگر پيش من هم بود از آن مىخوردم ، اگرچه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم از آن بدش مىآمد .` محمد بن حاتم . . . از ابو سعيد روايت مىكند : شخصى اعرابى ( بيابان نشين ) خدمت رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم عرض كرد ، در محل ما سوسمار فراوان است كه غذاى اهل و عيال و قبيله ما است. حضرت جوابى نفرمود دوباره سؤال كرد ، حضرت تا سه بار چيزى نفرمود ، سپس حضرت او را صدا زد و فرمود : خداوند گروهى از بنى اسرائيل را مسخ و آنها را حيوانات خزنده كرد كه شايد همين سوسمارها باشند از اين جهت من نه از آن مىخورم و نه از خوردن آن نهى مىكنم .` $ بخارى كتابش را طبق نظريات عمر نوشته . . . اما اصلا از تحريم سوسمار سخنى به ميان نمىآورد ! !` - بخارى ج 6 ص 200` محمد بن مقاتل از خالد بن وليد ( ملقب به سيف الله ، شمشير خدا ) روايت مىكند : همراه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم نزد ميمونه همسر رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم رفتيم ( ميمونه خاله خالد و ابن عباس است ) خواهر او از نجد برايش سوسمارى فرستاده بود كه آنرا بريان كرده و جلوى رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم گذاشت . حضرت معمولا از غذائى كه جلويش مىگذاشتند سؤال مىكرد ، وتا نمىپرسيد نمىخورد ، حضرت دستش را بطرف سوسمار دراز كرد كه يكى از حاضرين گفت ، به ايشان بگوئيد كه غذا چيست ، گفتند يا رسول الله ! سوسمار است ، حضرت دستش را كشيد ، خالد بن وليد عرض كرد : آيا سوسمار حرام است ؟ فرمود : نه ولى در منطقه ما سوسمار نبود تا ببينم كه دوست دارم يا نه ، خالد مىگويد : من آنرا جلوى خودم كشيدم و خوردم حضرت تماشا مىكرد و چيزى نمىگفت .` ` - بخارى ج 6 ص 202` مسلم بن ابراهيم . . . از ابن عباس روايت مىكند : خالهام سوسمار و كشك و شير براى رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم فرستاد كه آنرا سر سفره جلو حضرت گذاشتند ، چنانچه سوسمار حرام بود ، براى حضرت نمىآوردند. ` ` - بخارى ج 6 ص 231` موسى بن اسماعيل . . . از عبدالله بن دينار از ابن عمر ( پسر عمر ) روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم فرمود : من سوسمار نمىخورم و حرام هم نمىكنم .` عبدالله بن مسلمة . . . از خالد بن وليد . . . روايت مىكند : همراه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم نزد ميمونه ( دختر حارث و همسر رسول خدا ( ص ) ) رفتيم ، ميمونه خاله خالد بن وليد است ، براى حضرت سوسمارى آوردند كه آنرا خواهر ميمونه نوه دخترى دختر حارث از نجد فرستاده بود ، معمولا رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم تا نمىپرسيد از غذائى نمىخورد . . . تا آخر روايت . عبد بن حميد . . . از ابن عباس روايت مىكند : كه با رسول خدا صلى الله عليه در خانه ميمونه بوديم كه دو سوسمار بريان بعنوان غذا براى حضرت آوردند. . . تا آخر حديث. ` `- بخارى ج 8 ص 158` از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم درباره سوسمار سؤال كردند ، فرمود : نمىخورم و حرام هم نمىكنم . و همچنين سر سفره رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم سوسمار خوردند ، لذا ابن عباس استدلال مىكند كه سوسمار حرام نيست. ` $ ابن ماجه كلام عمر را به جابر نسبت مىدهد !` - سنن ابن ماجه ج 2 ص 1079` 3239 - ابو اسحاق هروى ابراهيم بن عبدالله بن حاتم . . . از جابر بن عبدالله روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم سوسمار را حرام نفرمود اما آنرا پليد و نجس مىدانست .` جابر مىگويد : سوسمار غذاى چوپانهاست و خداوند منافع زيادى در آن براى مردم قرار داده است و اگر پيش من بود از آن مىخوردم .` ابو سلمة يحيى بن خلف . . . از عمر بن خطاب مانند همين روايت را در زوائد با سند صحيح روايت مىكند...` $ احاديث نهى از سوسمار را روايت نمىكنند ، چرا كه عمر سوسمار را بسيار دوست مىداشت ! !` $ نخوريد . . . يعنى نهى نشده است !!` - سنن بيهقى ج 9 ص 324 : ` ابو عبدالله حافظ . . . از ابو زبير روايت مىكند : از جابر در مورد سوسمار سؤال كردم ، گفت : آنرا نخوريد ، پليد و نجس است. ` جابر از قول عمر بن خطاب مىگويد : پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) وسلم آنرا حرام نفرمود : خداوند در سوسمار براى مردم منافع زيادى قرار داده و غذاى چوپانها از آن است و اگر پيش من هم بود ، از آن مىخوردم. ` ` $ سوسمار حيوان مسخ شدهاى است ديگها را از آن خالى كنيد` - سنن بيهقى ج 9 ص 325` ابو الحسين بن بشران. . . از عبد الرحمان بن حسنة روايت مىكند : در راه سفر بوديم كه گرسنگى به ما فشار آورد ، به منطقهاى رسيديم كه سوسمار فراوان داشت ، فورا ديگها را از سوسمار پر كرده تا غذا آماده كنند ، رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم فرمود : گروهى از بنىاسرائيل مسخ شدند ، من مىترسم كه اين سوسمارها همانها باشند ، ديگها را خالى كنيد . . . ` ابو سعيد الخليل. . . از براء بن عازب از ثابت بن وديعة روايت مىكند : براى رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم سوسمار آوردند ، فرمود : سوسمار امتى مسخ شدهاند . خدا عالمتر است. ` و در روايت عبيدالله آمده : براى حضرت سوسمار آوردند ، فرمود : امتى كه مسخ شدهاند ، خدا عالمتر است. ` بيهقى مىگويد : اين روايت از طريق ديگر هم نقل شده و مانند روايات قبلى دلالت بر حرمت نمىكند ( در حالى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مىفرمايد : ديگها را برگردانيد و خالى كنيد ) .` ابو الحسين بن فضل . . . عبدالرحمان بن شبل روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم از خوردن سوسمار نهى فرمود . . . ` ابو طاهر فقيه و ابوبكر احمد بن حسن قاضى . . . از ابن عمر ( پسر عمر ) روايت مىكند : پيامبر ( صلد الله عليه وآله وسلم ) فرمود : دوست داشتم الان نان سفيدى از گندم ، سمراء با روغن و شيرى مىداشتيم ، مردى رفت و آنرا تهيه كرد و آورد . حضرت فرمود : از كجا آوردى ؟ گفت از ظرفى كه در آن سوسمار ( يا روغن سوسمار ) نگهدارى مىشود . حضرت فرمود : آنرا برگردان ( نمىخواهم ) ابو داود اين حديث را نقل كرده و گفته است كه اين حديث مجهول بوده و اعتبارى ندارد .` ` $ رجال روايت صحيحاند . . اما صحيحتر از آن اين است كه عمر سوسمار را دوست دارد ! !` - مجمع الزوائد ج 4 ص 36` ( احاديثى كه درباره سوسمار وارد شده )` عبدالرحمان بن حسنه روايت مىكند : در راه سفر به منطقهاى رسيديم كه سوسمار فراوان داشت ، آنها را شكار كرده و ديگها را از آن پر كرديم كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم فرمود : گروهى از بنى اسرائيل مسخ شدند و من مىترسم كه آنها همين سوسمارها باشند ، فورا ديگها را برگردانيد وخالى كنيد ، ما هم در حالى كه گرسنه بوديم ديگها را برگردانديم و خالى نموديم .` احمد و طبرانى و ابو يعلى و بزاز هم اين روايت را نقل كردهاند و رجال روايات همگى صحيح و معتبرند .` عبدالرحمان بن عتم روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم فرمود : گروهى از بنى اسرائيل نابودند شدند و از بين رفتند و سرنوشت آنها معلوم نشد ، من مىترسم كه آنها همين سوسمارها باشند . . . ` سمرة بن جندب روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم در حال خطبه خواندن بودند كه شخصى از بنى فزاره سؤال كرد : يا رسول الله درباره سوسمار چه مىفرمائيد ؟ حضرت فرمود : گروهى از بنىاسرائيل بصورت خزندگان مسخ شدند ، شايد همين سوسمارها باشند .` احمد و بزاز و طبرانى هم اين روايت را آوردهاند كه رجال آنها همه ثقه و معتبرند .` حذيفه مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم فرمود : سوسمارها گروهى از بنىاسرائيلاند كه مسخ شدهاند. ` بزاز و احمد هم اين روايت را آوردهاند كه رجال آنها همه صحيح و معتبرند` ( با وجود همه اين روايات صحيحه كه از خوردن سوسمار منع مىنمايند ، باز هم به خاطر آنكه عمر سوسمار را دوست داشت ، آنرا حلال مىدانند ! ! )` ` $ ابن عمر ( پسر عمر ) با پدرش مخالفت كرده و از پيامبر ( ص ) اطاعت مىنمايد ! !` از ابن عمر درباره سوسمار سؤال كردند ، گفت : از زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم درباره سوسمار آن چيزها را فرمود ( از خوردن آنها منع فرمود ) ما از خوردن سوسمار دست نگهداشتيم و ديگر از آن نخورديم .` طبرانى هم اين روايت را آورده و سندش هم خوب است .` ` $ پيامبر ( ص ) از خوردن سوسمار نهى فرموده . . . يعنى منع نكرده ! !` ابو مريم مىگويد : پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) وسلم از خوردن سوسمار نهى فرمود .` طبرانى در كتاب كبير اين روايت را آورده است. ` ` $ پسر عمر از چيزى كه پيامبر ( ص ) آنرا پليد مىداند ، بدش مىآيد اما پدرش آنرا دوست مىدارد!! ` پسر عمر مىگويد : نزد رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم سوسمار خوردند ، حضرت از خوردن آن اظهار نفرت كردند ، و ما هم آنچه را كه حضرت پليد بداند ، پليد مىدانيم. طبرانى هم در كتاب كبير خود اين روايت را آورده است .` $ جديدا دوستان عمر به پيامبر ( ص ) نسبت دادهاند كه حضرت امر به خوردن سوسمار فرمود !` ابوهريره مىگويد : براى رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم هفت سوسمار با خرما و روغن آوردند ، حضرت فرمود : بخوريد ، اگرچه من از آن خوشم نمىآيد .` . . . احمد مىگويد : چقدر اين روايت به نظر صحيح مىآيد .` ` $ با وجود آنكه پيامبر ( ص ) سوسمار را پليد و نجس مىداند عمر فتوا به خوردن سوسمارها مىدهد ! !` عبدالله. . . از ابو زبير روايت مىكند : از جابر درباره سوسمار سؤال كردم ، گفت براى رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم آوردند ، حضرت نخورد و فرمود : كه سوسمار پليد و نجس است . اما عمر بن خطاب مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم آنرا حرام نكرده و خداوند منافع زيادى را در سوسمار براى مردم قرار داده و آن غذاى چوپانهاست و اگر من هم از آن داشتم مىخوردم .` ` $ بعضىها روايت كردهاند : پس از حكم پيامبر ( ص ) عمر ايستاد و فتوا داد ! !` - سنن بيهقى ج 9 ص 324` ابو حسين بن بشران عدل در بغداد . . . از ابي نضرة بن أبي سعيد روايت مىكند : مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم آمد و عرض كرد : يا رسول الله در منطقه ما سوسمار فراوان است ، چه دستور مىفرمائيد ؟ حضرت فرمود : به من خبر رسيده كه گروهى از بنىاسرائيل مسخ شده و بصورت خزنده درآمدند ، شايد سوسمارها همان گروه باشند ، لذا حضرت نه امر فرمود و نه نهى .` ابو عبدالله حافظ. . . از ابو سعيد روايت بالا را روايت مىكند ومىگويد ، پس از فرمايش رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم عمر برخاست و گفت : خداوند در سوسمار منافع زيادى براى مردم قرار داده وغذاى چوپانها از آن است و اگر من هم داشتم مىخوردم ، اگرچه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم از آن بدش مىآيد .` $ عمر قبل از پيامبر ( ص ) فتوا به حليت سوسمار داد ! !` - كنز العمال ج 15 ص 449` ( مسند جابر بن عبدالله )` 41781 - جابر مىگويد : براى پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) وسلم سوسمار آوردند ، حضرت نخورد . عمر گفت : براى مردم منافع دارد ، حضرت فرمود : گروهى از مردم مسخ شدند ، شايد سوسمارها همان گروه باشند ، لذا حضرت نه امر فرمود و نه نهى ، ولى از آن نخورد .` 41784 - خزيمة بن جزء مىگويد : از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم درباره موجودات زمين سؤال كردم حضرت فرمود : هرچه مىخواهى سؤال كن ، از سوسمار سؤال كردم ، حضرت فرمود : نه مىخورم و نه نهى مىكنم ، زيرا براى من گفتهاند گروهى از بنىاسرائيل بصورت خزنده درآمدند ( كه شايد همين سوسمارها باشند ) . از خرگوش سؤال كردم فرمود : نه مىخورم و نه نهى مىكنم خبردار شدهام كه حيض مىشود . از روباره و كفتار و گرگ سؤال كردم ، فرمود : آيا كسى هست كه از گوشت آنها بخورد ؟!` 41786 - سمرة بن جندب مىگويد : عربى بيابان نشين از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم در حال خطبه خواندن درباره سوسمار سؤال كرد ، حضرت فرمود : گروهى از بنى اسرائيل مسخ شدند ، خدا مىداند به چه حيوانى تبديل شدند ( شايد همين سوسمارها باشند )` `$ پيامبر ( ص ) فرمود : ديگها را خالى كنيد . . . يعنى در آنها سوسمار بپزيد ! !` - كنز العمال ج 15 ص 452` 41793 - عبدالرحمان بن حسنة مىگويد : هنگام جنگ گرفتار قحطى شديم ، و در راه به منطقهاى پر از سوسمار رسيديم ، از آنها پختيم و از رسول خدا درباره آنها سؤال كرديم ، حضرت فرمود : گروهى از بنىاسرائيل گم شدند يا مسخ شدند مىترسم كه همين سوسمارها باشند ديگها را برگردانيد و خالى كنيد ، ما هم با شكم گرسته ديگها را خالى كرديم .`
41794 - روايت شده كه على عليه السلام از سوسمار بدش مىآمد و از خوردن آن نهى مىفرمود .` `$ پيامبر ( ص ) از گوشت سوسمار . . . و مهر زناكار نهى فرمود ! !` 41795 - ( مسند علي عليه السلام ) رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم از گوشت سوسمار و كفتار و سگ و از شغل حجامت و مهر زناكار نهى فرمود .` ` $ آيا عمر پيشنهاد مىكند بجاى دامپرورى ، سوسمار پرورش داده شود ؟ ! !` - كنز العمال ج 15 ص 447` 41773 - ( مسند عمر ) عمر مىگويد : پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) وسلم سوسمار را حرام نفرمود ولى آن را پليد و نجس شمرد .` 41774 - عمر مىگويد : دوست ندارم كه بجاى سوسمار شتران سرخ مو داشته باشم .` سعيد بن مسيب مىگويد : از عمر درباره سوسمار سؤال كردند ، گفت : براى رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم سوسمار آوردند ، حضرت نه امر فرمود و نه نهى ، و از خوردن آن هم امتناع كرد و آن را پليد و نجس دانست ، ولى اگر سوسمار پيش ما بود ، از آن مىخوردم ، آن غذاى چوپانها و زاد و توشه سفر ماست . وخداوند منافع زيادى در آن براى مردم قرار داده است .` ` $ دوست دارم در هر سوراخى دو سوسمار باشد !!` - كنز العمال ج 15 ص 447 : ` 41776 - عمر مىگويد : دوست دارم كه در هر سوراخى به جاى يك سوسمار دو سوسمار باشد .` `- تاريخ مدينة ج 2 ص 739 :` محمد بن سنان . . . از معبد بن سويد روايت مىكند : نزد عمر بن خطاب رفتيم ، زمان قحطى بود ،
+
نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 20:58 توسط فرهاد
|
|
|||||
|
|||||